پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

80

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

نيز با كردار و گفتار همراهى از او دريغ نمىساخت و بدينسان مىكوشيد بزرگ‌ترين دشمن خود را نيك‌نام‌ترين مردمان گرداند . هنگامى كه ايوروبياديس مىخواست جزيره سالاميس را رها كند و از آن سوى كشتيهاى دشمن شبانه به كار برخاسته همه آن پيرامونها را برگرفته راه تنگه‌ها را بسته بودند و كسى از يونانيان از اين موضوع آگاهى نداشت ، اين تنها آريستيديس بود كه خود را به خطر انداخته و از ميان كشتيهاى دشمن گذشته و شبانه از آپيگنا به چادر ثميستوكليس درآمده و او را ديدار كرده چنين گفت : ثميستوكليس ! خوبست ما آن كشاكش بىسود و كودكانه خود را كنار گذارده اين زمان كشاكش در زمينه‌اى كنيم كه نتيجه آن رهايى و ايمنى يونان باشد . شما در فرمانروايى و فرماندهى خود و من در ياورى شما و رأىزنى . زيرا اكنون چنين مىبينيم كه شما تنها كسى هستيد كه پافشارى در زمينه نگهدارى تنگه‌ها مىكنيد و در اين باره اگرچه مردم خودمان مخالفت نمودند ، ولى دشمن به شما يارى مىكند . زيرا سراسر دريا در پشت سر و پيرامون ما پر از كشتيهاى دشمن مىباشد و ما كنون راهى در پيش نداريم جز آنكه دليرى و جنگجويى از خود نشان بدهيم و گرنه راه گريز ما بسته است . ثميستوكليس در پاسخ او گفت : آريستيديس من تا بتوانم نخواهم گذاشت شما در اين نيكى بر من برترى جوييد و هميشه خواهم كوشيد از اين رفتار شما پيروى نموده اگر توانستم در نكويى بر شما برترى جويم . سپس تدبيرى را كه در برابر ايرانيان به كاربرده بود بازگفت و خواستار گرديد كه با ايوروبياديس ديدارى نموده و چگونگى را گفته به او آگاهى دهد كه بىآنكه جنگى كرده شود از آنجا بيرون رفتن نشدنى است . زيرا اميد بسيار داشت كه ايوروبياديس سخن او را باور خواهد نمود . در شورايى كه براى كار جنگ برپا شده بود كليئوكريتوس « 1 » كورسى در برابر ثميستوكليس چنين مىگفت كه آريستيديس با شما هم‌داستان نمىباشد و اينست كه با آنكه در اينجاست هرگز لب به گفتگو باز نمىكند . آريستيديس پاسخ او را داده گفت : من اين آشتى را نكردم مگر براى اينكه ديدم رأى ثميستوكليس بهترين رأى مىباشد و كنون در اينجا كه خاموشم نه از بهر احترام كسى است ، بلكه از جهت آنست كه رأى او را مىپسندم .

--> ( 1 ) . Cleocritus